|
آسمان همواره آغوشش/بهر دریا با ادب باز است/لیک دریا با همه میلش/باز هم در ساحل ناز است
|
|
|
|
||||
|
آخرین شب سال ۸۳ راسپری می کنم احساس میکنم در حال وداع با قطعه دیگری از زندگیم هستم مثل هر سال فردا بر سر سفره هفت سین احساسی متضاد در من بوجود خواهد آمد. یک اندوه درونی برای زمان سپری شده و پشت سر گذاشتن ایام و یک شادی برای آغازی دیگر و در پیش رو داشتن روزهایی دیگر . هر بار در لحظه تحویل سال نو میگویم خدایا تو را سپاس می گویم که توانستم از تحویل سال قبل به تحویل سال جدید برسم و سوالی از خودم میپرسم:"آیا می توانم سال بعد هم بر سر سفره هفت سین بنشینم؟" بعد به این فکر می کنم که آیا در سالی که گذشت من توانستم مفید باشم برای خودم یا دیگران؟ چیز جدیدی یاد گرفته ام؟ عادت بدی را ترک کرده ام؟ به دیگران کمک کرده ام؟ و... و بعد میگویم خدایا کمکم کن تا آدم خوبی باشم کمتر گناه کنم و آخر سال احساس نکنم که "معصومیت از دست رفته" ام بیشتر شده است.
+
نوشته شده در یکشنبه 30 اسفند1383ساعت 0:12 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهار مي آيد خداحافظ پژمردگي خداحافظ سستي خمودگي خداحافظ نژندي و افسردگي سلام بهار گل و شادي احساس آزادي شكوفه هاي زيبا دريا دريا دريا دريا كوه كوه كوه كوه جنگل جنگل سبزه سلام بهار آزادي آزادي آزادي دريا و صداي آرامش بخش امواج كوه و نگاه به دور دست ها جنگل و آواز پرندگان سلام پنجره هاي باز سلام چشم هاي شاد آسمان آ بي سلام
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند1383ساعت 18:31 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باز جمعه
جمعه غمگین جمعه سنگین جمعه ها من همیشه ناراحتم حتی اگر شاد به نظر برسم می خواهم فرار کنم به بیابان بزنم به دریا بروم می خواهم از خودم فرار کنم می خواهم بلند گریه کنم می خواهم بمیرم عشق من شنبه کی می آیی؟
+
نوشته شده در جمعه 21 اسفند1383ساعت 12:13 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من نه در بندم نه آزادم
من نه غمگینم نه دلشادم خامشم خاموش و باز آید در جهان پژواک فریادم
+
نوشته شده در یکشنبه 16 اسفند1383ساعت 7:44 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آسمان همواره آغوشش بهر دریا با ادب باز است لیک دریا با همه میلش باز هم در ساحل ناز است!
+
نوشته شده در یکشنبه 16 اسفند1383ساعت 0:30 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||