|
آسمان همواره آغوشش/بهر دریا با ادب باز است/لیک دریا با همه میلش/باز هم در ساحل ناز است
|
|
|
|
||||
|
سوسک های آشپز خانه ما احساس خوشبختی می کنند چون هر شب بستنی می خورند و کسی از آنها انتقاد نمی کند و آنها را زیر سوال نمی برد. احساس خوشبختی می کنند سوسک های آشپز خانه ما!
+
نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1384ساعت 0:49 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تو مهمان منی اما من دعوتت نکرده ام با این حال تو مهمان منی نمی خواهم تو را از خانه ام بیرون کنم شاید هم نتوانم چون من خودم هم در حقیقت صاحب خانه نیستم اما چه خوب بود که از من اجازه می گرفتی! تو مهمان منی! و هر کس به خانه من بیاید تو را میبیند! چه خوشش بیاید و یا خوشش نیاید.
+
نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد1384ساعت 23:40 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هنوز هم روی ابر ها راه می روم هنوز هم احساس سبکی می کنم هنوز هم نگاهی تهیجم می کند هنوز هم دلم می خواهد قله ها را فتح کنم
هنوز هم زنده ام هنوز... هنوز هم دوستت دارم زندگی!
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 خرداد1384ساعت 15:39 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||