|
آسمان همواره آغوشش/بهر دریا با ادب باز است/لیک دریا با همه میلش/باز هم در ساحل ناز است
|
|
|
|
||||
|
زنده ات می کنم
چون تنها من می توانم زنده ات کنم ... اما فرصتی برای نفس کشیدن می خواهم!
+
نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 22:48 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در خشکی غرق شدم
و خود را به دریا انداختم! ------- در دنیای پر از کلاغ ادای پروانه ای را در آوردم و طعمه ی گنجشکی شدم!
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 11:32 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در آرزوی دیدن گلبرگ های یاس
سوی بهار پنجره ای باز می کنی در آن زمان که بوی گل یاس می رسد اما مثال غنچهء گل ناز می کنی دستی به روی چشم خودت می کشی زکبر آوای بی وفائیت آغاز می کنی لختی نگر که تا به کجا دور می شوی وز بهر که ترانهء غم ساز می کنی با من بگو که با توام هم سایه و سخن بیگانه را برای چه هم راز می کنی؟ با "آسمان" اگر بنشینی و دم زنی> ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ >
+
نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 16:10 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ای خواب آلوده! برخیز! مهمان داریم برخیز! . .
+
نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 20:2 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهار مي آيد خداحافظ پژمردگي خداحافظ سستي خمودگي خداحافظ نژندي و افسردگي سلام بهار گل و شادي احساس آزادي شكوفه هاي زيبا دريا دريا دريا دريا كوه كوه كوه كوه جنگل جنگل سبزه سلام بهار آزادي آزادي آزادي دريا و صداي آرامش بخش امواج كوه و نگاه به دور دست ها جنگل و آواز پرندگان سلام پنجره هاي باز سلام چشم هاي شاد آسمان آبی سلام! (ارسال شده در همین وبلاگ در اسفند ۸۴)
--------------------------------------
بهارآمد جهان از نو جوان شد درخت خشک ازنو سایه بان شد اگر از نو جهانی می شود نو مرا هم ممکن است از نو جوان شد
(خودم در همین تاریخ)
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 23:16 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خنک آن را که چشمش بخسبد و دلش نخسبد! وای بر آن که چشمش نخسبد و دلش بخسبد! شمس الدین محمد تبریزی
حرفی برای گفتن نیست؟ یا زبانی برای گفتن؟! .. گوشی برای شنیدن نیست؟ یا چشمی برای دیدن؟! ..
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 22:1 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وقتی تو غمگینی دو چراغ خاموش می شوند . . لبخند نمیتواند غمت را پنهان کند!
+
نوشته شده در جمعه 14 دی1386ساعت 22:15 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیگر به خواب هم نمی بینمت هر چند از دیده ام نرفته ای . . دور شو از من شاید دوباره به خوابت ببینم! -----------------------------------------
+
نوشته شده در سه شنبه 4 دی1386ساعت 23:34 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
می خواست سرش را به آسمان بساید نتوانست . سر بر زمین سائید!
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 12:42 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
"همه بر باد رفت"
همه! آنچه که می پنداشتم بدست آورده ام. . . "معصومیت از دست رفته" را آیا ممکن است دوباره بدست آورد؟
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 9:38 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سنگی گرفت و بسوی شیطان پرتاب کرد اما با خودش می گفت: کاش سنگ به هدف نخورد!!
+
نوشته شده در یکشنبه 22 مهر1386ساعت 11:27 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با خدا حرف می زنم!
نه حرفم را قطع می کند نه ناراحت نه ناگهان عصبانی می شود! نه سرم داد می زند نه حرفم را اشتباه می فهمد نه حرفم را به دیگران می گوید نه اگر حرف بدی زدم تا ابد بر سرم چماق می کند راحت می بخشد و راحت فیلترم نمی کند!
+
نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 5:7 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هر چند
بسیار به او نزدیک شده ام اما دور شده ام دور فرسنگها فرسنگ از خودم دور شده ام!
+
نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 23:7 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خوابم یا بیدارم؟!
بیدارم . . بیدارم خوابم هرگز اینقدر طولانی نمی شود! همین تنها دلیلم است و بس!
+
نوشته شده در یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 16:32 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گاهی ترانه ای بخوان! گاهی برقص ! گاهی به چشم هائی چشم بدوز! گاهی به آینه نگاه کن! گاهی سری به من بزن! همیشه بخند! نمی توانی؟ گاهی بخند! نمی توانی؟ تبسمی بکن!
+
نوشته شده در یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 23:46 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وقتی برف می باردو زمین سفید میشود همه چیز به نظرم زیباتر می شود می خواهم به همه چیز دست بزنم و گاهی دستم را به آتش میزنم....
+
نوشته شده در دوشنبه 20 آذر1385ساعت 6:53 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه اینگونه ات مرا آب می کند! من آدم برفی ام؟ و نگاهت تلالو خورشید دارد؟
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:22 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آنها از زیبائی خوششان نمی آید چشمانشان را می بندند تا چشمانت را نبینند!
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1385ساعت 19:1 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آه از آن گندمی که خوردی اکنون ما چقدر گندم بکاریم ؟! ..... پدر روزت مبارک!!!
+
نوشته شده در شنبه 14 مرداد1385ساعت 20:1 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آنکه در پی تو می آید فرشته نیست . . . رویت را برنگردان اما مواظب باش به پرتگاهت نیاندازد!
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 10:32 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زینهار ای چشمها و ای دستها خط هائی ممکن است شما را به خطائی بکشاند!
+
نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 23:9 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لبخند زیباترین معجزه خداوند در صورت انسان است . . وقتی نگاه میکنی لبخند بزن وقتی سلام می کنی لبخند بزن وقتی حرف می زنی لبخند بزن وقتی خداحافظی می کنی لبخند بزن ... لبخند بزن و زیباشو لبخند بزن و زیباتر شو لبخند بزن و دلها را تسخیر کن!
+
نوشته شده در شنبه 17 تیر1385ساعت 19:37 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لبهایم چیزی می گوید وچشمانم چیز دیگری قلبم به سوئی میرود و پایم به سوی دیگری روحم با جسمم نیز چنین است . . . .
+
نوشته شده در سه شنبه 13 تیر1385ساعت 11:2 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر پشه ها
نبودند هیچ کس در مازندران پیر نمی شد!
+
نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 11:50 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زمینی ، نه خاکی سبزه ای ، نه سبز نگاهی نه ، گناهی خیالی ، نه مدام سکوتی با صدا! صدائی با سکوت!
+
نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 12:8 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر به کسی می نگرم می خواهم به تو نگاه کنم! اگر به کسی می گویم سلام می خواهم به تو سلام کنم!
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 19:4 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
می گفت:
من کاری ندارم که ۳۰۰ میلیارد ضرر می کنیم یا نه؟! کار کارشناسی شده یا نه؟! تصمیم سیاسی بوده یا نه؟! خوشحالم که صبح یک ساعت بیشتر می خوابم!
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 10:32 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زلزله ای آمد در دورود و ما نیز لرزیدیم در همدان اما مدتی بعد ما دوباره خوابیدیم و در دورود عده ای خوابیدند و عده ای نخوابیدند!
+
نوشته شده در شنبه 12 فروردین1385ساعت 7:50 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رقص بلبل به گلستان بهار وقتی آغاز شد و پا بگرفت تپش قلب مرا افزون کرد گوئی از رقص تو معنا بگرفت
+
نوشته شده در جمعه 11 فروردین1385ساعت 16:27 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عید است بیا که یار را ره بزنیم بر صورت او دو بوسه ناگه بزنیم می گر چه حرام است و گنه ای ساقی یک جام بده به عید گه گه بزنیم
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین1385ساعت 16:16 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زمان را نگهداشتم
تا پرندگان برسند اما پرندگان نرسیدند به جرم آنکه نکند بیمارمان کنند نابود شدند.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 دی1384ساعت 19:32 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جاری میشوم دوباره جاری می شوم و زمین را سیراب می کنم که در عطش من خشکیده است!
+
نوشته شده در شنبه 17 دی1384ساعت 13:53 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پرنده ای در آسمان پرواز می کرد پرواز می کرد پرواز اما ناگهان دیواری مقابلش سبز شد برای آنکه سرش به دیوار نخورد خودش را کنار کشید اما بالش به دیوار خورد و سرش به زمین پرنده دیگر پرواز نکرد... .... و دیواری دیگر دوباره ساخته شد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 20:6 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آسمان خواهد بارید اما سنگ نه باران بر سر آنان که مردم را به مسخره بگیرند و حقارت خود را در حقیر شمردن آنها مستتر کنند
+
نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1384ساعت 23:47 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفتم ماه رمضان است باید روزه بگیری گفت روزه یعنی چی؟ گفتم یعنی نخوردن ننوشیدن ندیدن ن... گفت پس من همیشه روزه ام. گفتم قبول باشه
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 10:19 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باران خیسش نکرد اما در عرق خجالتش غرق شد وقتی مردی را دید که پدرش بود!
+
نوشته شده در شنبه 15 مرداد1384ساعت 12:54 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دستم را بگیر و به دنبال من بیا
تو را به بهشت خواهم برد! حتی اگر خودم به دوزخ بروم!
+
نوشته شده در دوشنبه 3 مرداد1384ساعت 0:16 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چشم هایت را نبند تا مرا ببینی گوشهایت را نبند تا صدایم را بشنوی نمی خواهم آزارت دهم می خواهم بیدارت کنم!
+
نوشته شده در شنبه 18 تیر1384ساعت 10:50 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من به تو نزدیک می شوم تو از من فاصله میگیری و من باز به تو نزدیک می شوم و تو باز از من فاصله می گیری و ناراضی از منی که چرا من به تو نزدیک نمی شوم!
+
نوشته شده در شنبه 11 تیر1384ساعت 10:32 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بدنبال نقطه ای دایره ها را پیمودیم از دایره های بزرگتر به دایره های کوچکتر و کوچکتر اما هرگز به نقطه نرسیدیم هر دایره ای درون خود دایره های کوچکتری داشت تا بینهایت....
+
نوشته شده در دوشنبه 6 تیر1384ساعت 8:22 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سوسک های آشپز خانه ما احساس خوشبختی می کنند چون هر شب بستنی می خورند و کسی از آنها انتقاد نمی کند و آنها را زیر سوال نمی برد. احساس خوشبختی می کنند سوسک های آشپز خانه ما!
+
نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1384ساعت 0:49 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تو مهمان منی اما من دعوتت نکرده ام با این حال تو مهمان منی نمی خواهم تو را از خانه ام بیرون کنم شاید هم نتوانم چون من خودم هم در حقیقت صاحب خانه نیستم اما چه خوب بود که از من اجازه می گرفتی! تو مهمان منی! و هر کس به خانه من بیاید تو را میبیند! چه خوشش بیاید و یا خوشش نیاید.
+
نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد1384ساعت 23:40 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هنوز هم روی ابر ها راه می روم هنوز هم احساس سبکی می کنم هنوز هم نگاهی تهیجم می کند هنوز هم دلم می خواهد قله ها را فتح کنم
هنوز هم زنده ام هنوز... هنوز هم دوستت دارم زندگی!
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 خرداد1384ساعت 15:39 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گم می شوند صداها در هم در حالیکه من ساکتم هیاهویی در سر از گوناگونی نجواها و صداها و نهایتاخاموشی و سکوت مطلق و من در خود فرو می روم بسان کودکی اوتیسم!
+
نوشته شده در چهارشنبه 31 فروردین1384ساعت 7:29 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من درمیانه این راه نگاهی به راه پیموده شده می اندازم حزنی مبهم وکششی در قلبم احساس می کنم دستهایی که از من دور شده اند چشمهایی که به روی من نخندیدند لب هایی که با من سخن نگفته اند گوشهایی که مرا نشنیده اند و کاغذهایی که سیاهشان نکرده ام. اکنون راه من به پایان نرسیده است اما غرور همچنان فرمانروای من است و گویا ترس!
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 فروردین1384ساعت 21:16 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از من شکوفه ای خواست گفتم این شکوفه های زیبا باید بمانند تا به میوه های شیرین بدل شوند اصرار کرد تنها یکی گفتم گناه دارد باز هم اصرار کرد تسلیم شدم گفتم پس با اجازه الله تا شکوفه ای را از درخت جدا کنم زنبوری از بین گلبرگ هایش به پرواز در آمد دستم را به عقب کشیدم گفت بگو با اجازه زنبور!
+
نوشته شده در یکشنبه 14 فروردین1384ساعت 15:50 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آخرین شب سال ۸۳ راسپری می کنم احساس میکنم در حال وداع با قطعه دیگری از زندگیم هستم مثل هر سال فردا بر سر سفره هفت سین احساسی متضاد در من بوجود خواهد آمد. یک اندوه درونی برای زمان سپری شده و پشت سر گذاشتن ایام و یک شادی برای آغازی دیگر و در پیش رو داشتن روزهایی دیگر . هر بار در لحظه تحویل سال نو میگویم خدایا تو را سپاس می گویم که توانستم از تحویل سال قبل به تحویل سال جدید برسم و سوالی از خودم میپرسم:"آیا می توانم سال بعد هم بر سر سفره هفت سین بنشینم؟" بعد به این فکر می کنم که آیا در سالی که گذشت من توانستم مفید باشم برای خودم یا دیگران؟ چیز جدیدی یاد گرفته ام؟ عادت بدی را ترک کرده ام؟ به دیگران کمک کرده ام؟ و... و بعد میگویم خدایا کمکم کن تا آدم خوبی باشم کمتر گناه کنم و آخر سال احساس نکنم که "معصومیت از دست رفته" ام بیشتر شده است.
+
نوشته شده در یکشنبه 30 اسفند1383ساعت 0:12 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهار مي آيد خداحافظ پژمردگي خداحافظ سستي خمودگي خداحافظ نژندي و افسردگي سلام بهار گل و شادي احساس آزادي شكوفه هاي زيبا دريا دريا دريا دريا كوه كوه كوه كوه جنگل جنگل سبزه سلام بهار آزادي آزادي آزادي دريا و صداي آرامش بخش امواج كوه و نگاه به دور دست ها جنگل و آواز پرندگان سلام پنجره هاي باز سلام چشم هاي شاد آسمان آ بي سلام
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند1383ساعت 18:31 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باز جمعه
جمعه غمگین جمعه سنگین جمعه ها من همیشه ناراحتم حتی اگر شاد به نظر برسم می خواهم فرار کنم به بیابان بزنم به دریا بروم می خواهم از خودم فرار کنم می خواهم بلند گریه کنم می خواهم بمیرم عشق من شنبه کی می آیی؟
+
نوشته شده در جمعه 21 اسفند1383ساعت 12:13 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من نه در بندم نه آزادم
من نه غمگینم نه دلشادم خامشم خاموش و باز آید در جهان پژواک فریادم
+
نوشته شده در یکشنبه 16 اسفند1383ساعت 7:44 توسط آسمان
|
|
|||||
|
|||||